ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
278
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خود داشت مانند خراسان و غزنه و ما وراء النهر و غيره نوشت كه پس از نام وى بنام سلطان محمود خطبه بخوانند . چنين نامهاى به بغداد نيز نوشت . از آن پس تمام شهرهايى كه گرفته بود تحت تسلط او درآمد جز رى كه تصميم گرفت آنجا را نيز به تصرف خود درآورد تا سلطان محمود نتواند بار ديگر از آنجا بر او خروج كند . پيكار ايلغازى در شهرهاى فرنگ درين سال فرنگيان از شهرهاى خود به نواحى حلب روىآور شدند و بزاعه و شهرهاى ديگر را گرفتند و شهر حلب را ويران ساختند و با اهالى به زد و خورد پرداختند . در حلب خواربار و ذخائر كافى حتى براى يك ماه هم وجود نداشت بدين جهت مردم شهر از هجوم فرنگيان به شدت هراسناك شدند چون از پيكار با آنان منع شده بودند . اگر چه با وجود مضيقهاى كه از لحاظ كمى خواربار و ذخائر داشتند ، چنانچه با دشمن مىجنگيدند يك نفر هم از آنان باقى نمىماند . فرنگيان به چاپلوسى و تطميع اهل حلب پرداختند كه وادارشان كنند تا املاكى را كه نزديك دروازهء حلب بود با آنها تقسيم نمايند . مردم حلب كسانى را براى دادخواهى از دست فرنگيان به - بغداد فرستادند و كمك خواستند . ولى از آنان حمايت نشد . در آن زمان امير ايلغازى ، فرمانرواى حلب ، در شهر ماردين مشغول گردآورى قشون و سربازانى بود كه داوطلب جنگ با كفار بودند . او قريب بيست هزار سرباز گرد آورد . و از سرداران اسامة بن